دیگه مشکلات اونقدر زیاد شده که آدم فرصت

نمی کنه واسه همه ش ناراحت شه

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/٢۸ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ایــن روزهــا نـقـطــه هــا هــم بـرایــم نــاز مـی کـنــنــد

دیــگـــر دســتـــم بـــه ســـه نـقـطــه هــا نــمــی رود

وقـتــی مـعـنــایــش را هـیـچـکــس نـمی فـهـمــد

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/٢۸ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



در ابعاد این عصر خاموش


من ازطعم تصنیف در متن ادراک


یک کوچه تنهاترم.


بیا تا برایت بگویم


چه اندازه تنهایی من بزرگ است.


و تنهایی من شبیخون


حجم ترا پیش بینی نمیکرد.


و خاصیت عشق این است.

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



در ابعاد این عصر خاموش


من ازطعم تصنیف در متن ادراک


یک کوچه تنهاترم.


بیا تا برایت بگویم


چه اندازه تنهایی من بزرگ است.


و تنهایی من شبیخون


حجم ترا پیش بینی نمیکرد.


و خاصیت عشق این است.

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



واقعیت تلخی ست .


هرچقدر شیشه عینکم را تمیز تر میکنم ،


دنیا رو کثیف تر میبینم

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بسلامتی پسری ک


چشاش مغروره ،


راه ب راه شعرای عاشقونه ی الکی برات نمیخونه ،


لوس حرف زدنم بلد نیست


اما هردفه ک میگه تا تهش هستم


چشاش از عشق برق میزنه...

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شب است …


کلنجار میروم با خودم


با دلتنگی هایم


با قلب له شده ام


با غرور شکسته ام


سراغش را بگیرم …


نگیرم …


بگیرم …


نگیرم


نزدیک صبح است …


دل را به دریا زدم !


مشترک مورد نظر در


حال مکالمه می باشد . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زیرچشم آرزوهایم بدجورکبود شده


عجب دست


سنگینی دارد این سرنوشت...!

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ای


" مُــــرده شـــور "


با ناز بشــــــور ...


کـــهـ نـــازکــش نــــداشتـــــم . . .


بـــا اشــــک بشــــــور ... ، ،


میدانم آنانکه میگفتند دوستت دارم


حتی یه بار هم برایم اشک نمیریزند ...


مُــــرده شـــور ...!!!


ناخنــهایــت را کوتـــاه کــن . . .


بــدنـــم زخمیـــست ،


تـــو مـــدارا کـــن .!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/٩/۱٥ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



راست گفته اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده :

آب ،

آتش ،

خاک ،

هوا …

آبی که از تو دریغ کردند

آتشی که در خیمه گاهت افتاد

خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها

و هوایی که عمری ست افتاده در دل ها …

ترکیب این چهار عنصر می شود کـــــــــــــــربلا …

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/۸/۱۳ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ای فرات شرم برتو باد..

چگونه عطش اباالفضل(ع)را دیدی

و تا پای خیمه ها با او همسفرنشدی

و هنوز پای رفتن داشتی؟..

*السلام علیک یا اباالفضل*

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/۸/۱۳ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان/


باید از جان گذرد هرکه شود همدمشان/


روزی که سرشتند ز گل پیکرشان/


سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/۳/٢٠ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر کس به طریقی دل ما میشکند

دوست جدا بیگانه جدا میشکند

گر بیگانه میشکند غمی نیست!!!

از دوست بپرسید که چرا میشکند؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/۳/۱۸ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



با همه صمیمی نیستم!!!؟

تو بزار پای غرورم!

من میزارم پای شعورم!

+ نوشته شده در  ۱۳٩۳/۳/۱۸ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا یا نوری بیفکن یا توری ...


ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد !!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایـــــا ...


مـدعیـان رفـاقـت ،


هـر کـدام تـا نـقطـه ای هـمـراهـند ...


عـده ای تـا مـرز مـنفـعـت ...


عـده ای تـا مـرز مــال ...


عـده ای تـا مـرز جــان ...


عـده ای تـا مـرز آبــرو ...


و هـمـگان تـا مـرز ایــن جـهـان ...


تـنـها تـویـی کـه همـواره مـی مـانـــی ... !


رهـــــایم نـکــن . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خنده ادمک روی برفا روزای خوبمو زنده کرده


دلم گرمه هیچکی نمیشه


سردمه سردمه خیلی سرده


بازدوباره داره برف میباره باز چه


ساکت چه کم حرف میباره

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آدمای مهربون هیچ وقت عصبانی نمیشن


ولی ساکت میشن.


ساکت که شدن تازه میفهمی چکار کردی


باهاشون و اون موقع شدیدا عذاب وجدان میگیری ...


+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تو را مثل قانون…


کسی رعایت نمی کند؛


چرا غمگینی دلم؟


تو را برای شکستن سرشته اند…!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دلـــت کـه گـرفــت ،


دیگر مـنـتِ زمیـــن را نــکـش !


راهِ آسمـان بـاز است ... پر بکش !


او همیشه آغوشش باز است ،


نگفته تو را می خواند ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایــــــــــــــــــــ♥ـــــــــــــــــــــــا . . .


وقتی همه چیز را به تو می سپارم ،


نورِ بی کرانِ تو در من جریان می یابد ؛


و دعایم به بهترین شیوه ی ممکن متجلی می شود . . .


پس هم اکنون خود را در آغوش تو رها می کنم ،


تا تمام آشفتگی ها و سردرگمی هایم ،


در حضور امن و گرمِ تو ،


به آرامی ذوب شوند و از میان بروند . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد


ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد


دست برقبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا


دست هایت درد هایم را تسلا میدهد


وقت رفتن لحظه ای برگردو قبرم را ببین


این نگاه اخرت امید ماندن میدهد نیست


ازمن قدرتی بوسیدن چشمان تو زخم های


مرده ام را دیدنت جان میدهد


+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عشق زندگی میبخشد


زندگی رنج به همراه دارد


رنج دل شوره می آفریند


دلشوره جرئت میبخشد


جرئت اعتماد به همراه دارد


اعتماد اسیر می آفریند


اسیر زندگی می بخشد


زندگی عشق می آفریند


+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



اعدامـی لحظه ای مکث کرد و بـوسه ای بر طنــاب دار زد .. !


دادسـتان گفت : صبر کنید , آقــای زنـدانـی این چــــه کـــاریست !؟


زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت : بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،


ولی آدم ها . . . !


بدجـــور زمــینــم زدن

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



وقتی فکر اینده خود نباشیم و بی هدف زندگی کنیم


چگونه انتظار داریم اینده و هدف دیگری باشیم؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



سلام . سلام .....

 

سلام بچه ها بلاخره نوبت ما هم شد

 

ولی خب شتری هست که در خونه ی همه میخوابه .

 

این مطلب اخرین مطلب وبلاگمه بچه ها

 

دارم میرم آش خوری

 

ولی خب چه میشه کرد از خونم دلکندن سخته ،

 

خلاصه میخوام بگم منو حلال کنید برو بچ اینترنت

 

مخصوصا  اونایی که همیشه وبلاگ من می اومدن .

 

امیدوارم مطالبم تو این چندوقته راضیتون کرده باشه.

 

به امید دیدار دوباره

 

خداانگهدار

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٦/٢٠ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر گاه عاشقانه دست دختری را گرفتم خر شدم..

آنقدر که در من هراس خر شدن هست،

در خود خر نیست....!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٦/۱٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن

 

شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون

 

 که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٦/۱٠ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن

 

شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون

 

 که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٦/۱٠ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زیادی صاف بودم..

 

یادم نبود آدما تو جاده های صاف

 

 بیشتر لایی میکشن..!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٦/٤ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



برای بعضی درد ها نه میتوان گریه کرد

و نه میتوان فریاد زد..

برای بعضی دردها فقط میتوان نگاه کرد،

لبخند زد و بی صدا شکست...‏!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۳٠ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بیا هر آنچه از معشوق میخاهیم در خود ظاهر سازیم

 

 و سپس عاشق شویم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢۳ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شنیدی ک میگن اونی ک گریه میکنه یه د د داره!

 

اما اونی ک میخنده هزا تا!

 

من میگم اونی ک میخنده هزارتا درد داره

 

ولی اونی ک گریه میکنه ب هزار تا ازدرداش خندیده

 

اما...

 

جلوی یکی شون کم اورده...!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢۳ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یـاد گـرفـتـیـم حسادت رفـیـــق از رقـابت رقــیـبـا

خـطـرنـاک تــــره ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢۳ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



این روزها عجیب خرابم..

 

نه مسکن اثر میکند ..

 

نه هیچ قرصی..

 

حس میکنم دنیایم تمام شده..

 

باید بار و بندیل را جمع کرد و رفت..

 

 خوب که فکر میکنم به ابن نتبجه مبرسم

 

که خدا کاروان راهیان برزخ را برده

 

و من و چمدانم جا مانده ایم در این برهوت ..

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢٠ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



موقع خداحافظی بهش دست دادم و گفتم:

آرزومند آرزوهاینیکتون هستم،

کمی با تعجب منو نگاه کرد گفت:

تو حتی از آرزوهای من هم فاکتور میگیری...

فقط آرزوهای نیک!؟!...

 با لبخند گفتم:

بله چون هر آرزویی به صلاح نیست...

سری تکون داد وخندید...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢٠ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دلم ازداغ نامردی نسیم سردمیخواهد

 

میان قحطی مرحم دلی همدردمیخواهد

 

مگریادت نمی اید دراغازمحبتها شبی گفتم درگوشت

 

(رفاقت مردمیخواهد)

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢٠ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آنقدر تحسینت کردم

 

که اعتماد به نفس کاذب گرفتی

 

 و گمان کردی خیلی سرتر از منی

 

و ترکم کردی.

 

گفته بودم عادت دارم اطرافیانم را تحسین کنم؛

 

فقط عادت بود.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢٠ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



راضیم ازخودم/یاغی نیستم.

 

لشم/لاشی نیستم.

 

بددهنم/بی ادب نیستم.

 

وحشیم/بی رحم نیستم.

 

تک پرم/مغرورنیستم.

 

خودخواهم/پرتوقع نیستم.

 

رکم/دروغگونیستم.

 

ساکتم/لال نیستم.

 

کله/خرم بیشعورنیستم!!

 

خلاصه زمین خورده همه مشتیام ولی ضعیف نیستم!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢٠ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آﺩﻡ ﺧﺎﺻﻲ ﻧﻴﺴﺘﻢ

 

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﻲ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ

 

ﻓﻘﻂ ﺣﺲ ﺧﺎﺻﻲ ﺩﺍﺭﻡ

 

ﺻﺒﻮﺭﻡ ﻭ ﻋﺠﻮﻝ...

 

ﺳﻨﮕﻴﻦ...

 

ﻣﻐﺮﻭﺭ ...

 

ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻛﺴﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻤﻴﺪﻡ...

 

ﺣﻮﺍﻟﻲ ﻣﺎ ﺗﻮﻗﻒ ﻣﻤﻨﻮﻉﺍﺳﺖ

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٢٠ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خودی که به درد "خدا" نخورد ...

بی خود است ...

خدا را در شکستن اراده ها دیدم ...

 خود را خط می زنم ...

تا هر چه هست خدا باشد ... . .

"و من یتوکل علی الله ، فهو حسبه"

همین که "خدا" هست کافی است ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۸ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مشکل از خود ماست !

 واسه کسی که یه قدم واسمون برمی داره،

دو کیلومتر پیاده می ریم . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۸ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به سلامتی خودم که قلبم

 

 مث قبرم جای ی نفره...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



کوی مجنون جای هر دیوانه نیست

 

 قلب مجنون به لیلی خوشتر است

 

 غیر لیلی لایق این خانه نیست

 

خانه ی دل جای هر بیگانه نیست

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دلم انقدر از همه چیز و همه کس گرفته

 

 که نمیدانم چه بنویسم...

 

خدایا خستم...

 

خیلی خسته ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



جایی که همه چی غلطه...

 

درست بودن هم غلطه...!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭ.

 

+ ﺧﺐ.

 

 - ﭘﺮﺗﺶ ﮐﻦ ﺯﻣﯿﻦ.

 

 + ﺧﺐ.

 

- ﺷﮑﺴﺖ؟

 

 + ﺁﺭﻩ.

 

 - ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺵ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﻦ.

 

 + ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ.

 

ﻣﻨﻈﻮﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ.

 

- دوباره درست شد؟

+ ﻧﻪ...

- ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﯽ؟؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر چقدرم زن موفق وشاخی باشی...

 

 وقتی جلوی سینک ظرف میشوری،

 

بازم جای یه مرد پشتت خالیه

 

که از پشت بغلت کنه....!

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر چقدرم زن موفق وشاخی باشی...

 

 وقتی جلوی سینک ظرف میشوری،

 

بازم جای یه مرد پشتت خالیه

 

که از پشت بغلت کنه....!

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٦ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا…

 

 گوشت راجلو بیاور بیا نزدیکتر…

 

 من خسته ام میشنوی؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا ...

 

 تو را هم کسی بغل میکند ...

 

 که اینقدر ارامی ...

 

ما رو یادت رفته ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



در لابه لای دلشوره ها و تـرس هایـم،

 

 لب پرتگاه ایستاده ام..

 

 میدانم دستـــــــم را نمیگیری..

 

فقط محض رضای خدا..

 

 پرتــــــم نکــن…!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



پایان امروزم تو بودی،

 

خدا کند شروع فردای من باز هم تو باشی...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



احساساتم قفل شده است.....

 

 کلیدش.....

 

گریستن است.....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



محکمتر از آنم که برای تنها نبودنم

 

 آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام

 

 برایت به زمین بکوبم احساس من قیمتی داشت

 

 که تو برای پرداخت آن فقیر بودی

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



برای داشتن کسی که تا بحال نداشتی.....

 

 کسی باش که تابحال نبودی ....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا تو ادد لیستت چنتا فرند داری؟؟


اخه مدتیه کسی برا نعمتات لایک نمیزنه...!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۳ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عشق ۲ حالت داره


عشق مادر به فرزند


و عشق خدا به بنده بقیه ش تاثیرات هورمونیه !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۳ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



رابطـــه ای کــه...


شیطنتـــــ و دیــوونه بـــازی توش نباشـــه


رابطـــه نیست بایــد کلـــی شیطنـتــــــ کــــرد .


تــو جاهـــای مختلفــــــ یهـــو بپـــری عشقــتو مـــاچ کنــــی .


داره کتــاب میخـــونه هـــی اذیتش کنــــی.


داره رانندگــــی میکنـــه قلقلکــش بـدی .


میخـــواد بخوابـــه زوری از رختخـــواب بکشیش بیـــرون.


تـــو اوج گرمـــا وســط خیابـــون اب بــازی کنیـــن .


باهـــم بشینین فوتبـــال ببینـین.


وقتـــی بغــض کــــرده جکـــــ بـــراش تعریفــــــ کنـــی.


داره ظــرف میشـــوره از پشتـــــ بغلــش کنـــی و کفیـــش کنــــی.


باید باهم کشتی بگیرین .


وقتــــی عصبانیـــه لپاشـــو بکشی و گـــازش بگـــیری


اخرش هـــم کــه خســــته شــدین در اغـــوش هـــم بخوابیـــن


و بـا هــــم درد دل کنیـــن.


رابطـــه بایـد بی قیـــد و شـــرط باشــــه .


بایــد پــر از شوـــر کودکیـــو صداقتــــــ باشـــه .


باید معنـــی واقـــعی زندگـــی و


شــــور جوانیـــو ارامـــش را


بــا هـــم تجـــربه کنیـــد . . .


+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۳ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دقت کردین..


همیشه اونیکه خیانت می کنه


برچسب خائن بودنو به طرف مقابلش می زنه؟؟؟!!!


واقعا چرا

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۳ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



باد ، ورق هایِ دفترِ شعرم را با خود بُرد .

 

فردا تمام شهر عاشقت می‌شوند ...!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٢ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میخواهم برای اینکه رفتی کاری کنم!!!!

 

سیگاری دود کنم...

 

 برای مدتها غذا نخورم....

 

 از همه فاصله بگیرم...

 

 و فقط ذهنم را درگیر یک چیز کنم

 

اینکه چگونه با انهمه ادعا رفتی؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱٢ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بـشـتـابـیـد ،

 

 بـشـتـابـیـد ،

 

مـیـتـونـیـد خـطـا رو مـشـخـص کـنـیـد !؟

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}

 

{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}

 

{ قل هو الله أحد، الله الصمد، لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوآ أحد}

 

تـمـوم شـد عـزیـزان، خـطـایـی وجـود نـداشـت، 1بـارقـرآن رو خـتـم کـردیـم لبخند

 

 قـبـول بـاشـه..الـــتـــمــاس دعـــاگریه

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دنـیـای مـجـازی ،

 

 اون بـیـرونـه کـه هـمـه بـا نـقـابـن ،

 

 هـمـه تـو قـیـافـن

 

دنـیـای واقـعـی ایـنـجـاس

 

 هـمـه بـی ریـا و خـاکـی

 

 کـسـی زخـمـاشـو نـمـیـپـوشـونـه

 

کـسـی اشـکـاشـو پـاک نـمـیـکـنـه ...

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مرد بودن یعنی

 

 حرفهایی توی دلت هست که فقط میتونی با خدا در میون بگذاری

 

 مرد بودن یعنی

 

 زخمهایی روی دلته که از نزدیکترین افرادت و رفیقات خوردی

 

مرد بودن یعنی

 

برای همه باید کوه باشی اما کسی نیست تکیه گاهت باشه

 

مرد بودن یعنی

 

 پناه اشکهای همه باشی اما کسی شونه اشک ریختنت نمیشه

 

مرد بودن یعنی

 

هنوز کسی پیدا نشده بهت بگه بابا، موهات سفید شده

 

 مرد بودن یعنی

 

حرفات رو با سیگار، با نیمه شب، با بی خوابی، با اشک در میون بگذاری

 

مرد بودن خیلی سخته

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



پسری متوجه شد که 5 دقیقه دیگر میمیرد؛

 

 این پیام را نوشت:'من میروم، با من میای؟'

 

 و یکی برای دوستش و یکی برای دوست دخترش فرستاد...

 

 بعد 2دقیقه دوست دخترش جواب داد:

 

من گیرم! کجا میخوای بری؟ نمیتونم بیام، تنها برو عزیزم...

 

پسرک قلبش بیشتر درد گرفت . 2 ثانیه بعدش...

 

دوستش پیام داد که؛ نامرد کجا میری بدون من؟

 

دهنت سرویسه اگه بری... واسا من اومدم...

 

پسرک خندید، چشمانش را بست وبعد

 

 از چند ثانیه قلبش ابستاد و مرد

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



نبودنت مثل تمام کردن سیگار است درنیمه شب برفی،

 

 وقتی همه دکه ها بسته است!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یـه رابـطـه فـقـط مـخـصـوص دو نـفـره...

 

ولـی بـعـضـی احـمـق ها،

 

شـمـارش بـلـد نـیـسـتـن!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عارفی را دیدم که در دستی آب داشت

و در دستی آتش. می گفت می روم

 تا آب در دوزخ ریزم

و آتش در بهشت افکنم

تا کسی خدا را نه از بیم آتش پرستد

 و نه از ذوق بهشت...

خدا را برای خدا باید خواست!!!!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



چقـدر محکـم احساس ِ دوستــــ داشتن

 

را مُشت کرده ای خود ِ تـــو هــــــم باور نداری

 

 که این مُشتـــــ خالی ست . . .

 

باز کن مُشتتـــــ را قول می دهم با هم تعجبـــــ کنیم !!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



کجا دلبری زیباتر از "ایران" سراغ دارید ؟

 

 معشوقی که هزاران هزار پیکر عاشق

 

در زیر پایش ، تن به خاک کشیده اند .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۱۱ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بین یار و بار یک نقطه اضافی

 

است تو کدامی؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زندگی ی شوخی بزرگه مگه نه؟؟؟

 

به نظر من بایدبا همه ی لحظه هاش خندید

 

 حتی لحظه های غمگینش...

 

به دنیا میای،بچگی میکنی ،

 

بزرگ میشی،

 

عاشق میشی ...

 

عاشقاااااااااااااا...

 

نه ازین الکیا طوری که طرفت تموم فکرتو پر کنه

 

جا نباشه واسه فکر کردن به چیز یا کسه دیگه ای

 

 اونم واسه چند سااااااااااال انقد اونو از خدا بخوای تا بت بدش ...

 

قربون خدای خوبم که هیچ وقت تنهام نزاشتو تنهاتون نمیزاره ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



قصـــــــه گـــوی شـهـر مــا هرچـه گفت دروغ بـــــــود:

 

لیلـــــــــی و مجنـــــــــــون

 

شیــــــــرین و فــــــــــــرهاد

 

 آدمــها به قـدری کثیفنـد که

 

 لیــلایشان با فــرهاد میخوابد

 

 و مجــنونشان با شیــرین.....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



من عاشق زمستانم عاشق اینکه

 

 ببینمت در زمستان آرام راه می روی

 

 که سُر نخوری ! که گونه هایت از سرما سرخ شده است

 

 سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای

 

دست هایت در جیبت به هم مچاله شده

 

معصومانه به زمین خیره ای

 

چه قدر دوست داشتنی شده ای ..

 

حرفم را پس میگیرم من عاشق زمستان نیستم ،

 

عاشق تــوام …

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بعضی دوستیا شوخی شوخی میان

 

و جاگیر میشن توی دلت تبدیل به

 

 یه عشق عمیق می شن ته نشین می شن

 

توی قلبت ولی یه روز خیلی راحت

 

توی سکوت میرن اونجا باورش سخته اونوقته

 

که باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ﯾﻌــــﻨﯽ ﻣﯽ ﺭﺳـَﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐـــﻪ ﺭﻭﯼِ ﻫﻤـﯿﻦ ﺻﻔـﺤـﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ: "

 

ﺁﻣـــﺪ .... ﮐـــﻪ ﺑﻤــــﺂﻧﺪ ..."

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



چگونه می شود به زخم های پا گفت

 

تمام راه های رفته اشتباه بوده است......

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شاید قبلأ اشکها به خاطر نبود محبت بود

 

 اما حالا چون عادت به بی مهرى کردیم

 

 محبت که میبینیم اشک میریزیم...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا!

 

من دلم قرصه!

 

 کسی غیر از تو با من نیست خیالت از زمین راحت،

 

 که حتی روز روشن نیست کسی اینجا نمیبینه،

 

که دنیا زیر چشماته یه عمره یادمون رفته،

 

 زمین دار مکافاته فراموشم شده گاهی،

 

 که این پایین چه ها کردم که روزی باید از اینجا،

 

 بازم پیش تو برگردم خدایا وقت برگشتن،

 

 یه کم با من مدارا کن شنیدم گرمه آغوشت

 

اگه میشه منم جا کن...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٩ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هرگز بین غریبه ها دنبال عشق نگرد.

 

 هرگز بخاطر عشق دنبال کسی نرو.

 

 هرگز غرورتو برا عشقای الکی نفروش.

 

هرگز انتظار عشق از نامرد نداشته باش.

 

بذار عشق خودش در خونه ات رو بزنه.

 

 اونوقته که برا این عشق ...

 

 عشقت رو با تموم وجود فدا کن.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



چقدر سخته که مرد باشی و بخوای

به یه زن "زنونــگــی" یاد بدی!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



نمی دانم عشق چیست وچگونه سپری میشود

 

ولی میدانم عشق دردی است شدیدتر از تمام دردهای

 

 دیگر زیرا درعین حال روح وقلب و کالبد را رنج میدهد.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



حیف که روی تو غیرت دارم،

 

وگرنه روسریت را از همین سطر باز می کردم

 

که همه ببینند چه خیالی بافته ام از موهایت…

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدا رو شکر!

 

بعد از این همه زندگی،من هم یه چیز شدم...

 

"فراموش"

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر کس یک جور زندگی کردن رو دوست داره !

 

 من دوست دارم تو اتاقم تنها باشم ،

 

با کبریتم سیگار روشن کنم و دودش رو تماشا کنم . . .

 

نه ناراحتم !

 

نه افسرده !

 

 فقط چیزه جذابی اون بیرون وجود نداره ،

 

همین . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به هــر کــی خوبی کنی چند برابرشو جبــــران میکنه!!!!

 بـــا"بــــــــــــــــدی"

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یه آدمای هستن که اسمشون

 دوسته خودشون دشمن ... !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ﻗـﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻣﺎﻥ ﺑﻮﯼ ﻣـــــﺎﻧﺪﻥ میﺩﺍﺩ ...

 ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺣﺘﯽ ﺑﯿﺴﮑﻮﯾﺖ ﻫﺎ ﻣــــﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ !!

ولی حاﻻ HI-BYE ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



باید همیشه دور بود...

 

 نزدیکی کوری می آورد...

 

نزدیکی خواب می آورد عادت...

 

باید همیشه دور بود...!

 

(نزدیکی گند بالا می آورد...)

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خسته ام !

 

مثل مَردی که رفیقش نامرده . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر کس به طریقی دل ما می‌شکند خدا

 

را شکر حوصله‌مان سر نمی‌رود!!!! ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/۸ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



الهی، مست تو را گناهیی نیست،

 

 ولی دیوانه‌ات سنگ بسیار خورد.

 

من مست و دیوانه تو است الهی،

 

از شیاطین جنّ بریدن دشوار نیست،

 

 با شیاطین انس چه باید کرد؟

 

 الهی، گرگ و پلنگ را رام توان کرد،

 

 با نفس سرکش چه باید کرد؟

 

 الهی، توانگران را به دیدن کعبه خوانده‌ای،

 

 و درویشان را به دیدار خداوند کعبه؛

 

 آنان سنگ و گل دارند، و اینان جان و دل؛

 

 آنان سرگرم در صورتند و اینان محو در

 

 معنا؛

 

خوشا آن توانگری که درویش است!

 

الهی، اگر کودکان سرگرم بازی‌اند،

 

 مگر کهنسالان در چه کارند؟!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ :

 

ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﻢ ﺣﺲ ﭘﻮﭺ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ !!!

 

ﻧﻪ ﻋﺸﻖ, ﻧﻪ ﺗﻨﻔﺮ !!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



منمو تپه ی ته سیگارهایی که قط خودم می فهمم چقدر زیباست...

 

 منمو آهنگی که نمی دانم چند بار تکرار شده

 

منمو پاکت خالی...

 

 منمو آن فنجان قهوه ی تلخ...

 

منمو خودمو ....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عاشق که باشی زندگیت رنگ وبوی خاصی میدهد

 

عاشق که باشی دلت زیادمی شکند

 

زیاداشک میریزی وغم میکشی

 

 امادریک نگاه به یارهمه رافراموش می کنی

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



کنارت هستند..تا کی؟؟

 

 تا وقتی که ب تو احتیاج دارند.

 

از پیشت میروند یک روز... کدام روز؟؟

 

 وقتی کسی جایت امد!!!

 

 دوستت دارند...تا چه موقع؟؟؟

 

 تا کسی دیگر را برای دوست داشتن پیدا کنند!!!

 

میگویند عاشقت هستند برای همیشه...

 

نه فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام بشه...

 

و این است بازی با هم بودن!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هَمیـــشه بـاید کســـی باشد تا بغــض*هایت را

 

قـبل از لرزیدن چــانه ات بفهمد.....

 

 آهای فلانـــــــی...

 

بــفــهــم!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تکراری ترین حرف این روزهای من

 

 (( خدایا ببخش!!!! این بار آخر بود ))

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !

ﮐﻤﯽ دلم شکست ،

 ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ .

 ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ .

 ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ .

ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !

 ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !

 ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ !

هیچکس به اندازه ی من،

 عاشقت نمی شود. . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ای ستاره ها مگر شما هم آگاهید

 

 از دورویی و جفای ساکنان خاک کاین

 

چنین به قلب آسمان نهان شدید ای

 

ستاره ها،ستاره های خوب و پاک رفته است

 

و یادش از دلم نمیرود ای ستاره ها چه شد

 

که او مرانخواست

 

ای ستاره ها، ستاره ها،ستاره ها

 

 پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟؟!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شهـــامــت مــی خواهــد ســـــرد بــاشــی…

 

و گــرم لبخنــد بزنـــی ..!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به سلامتی تنهایی که هر وقت بهش خیانت کردم

 

باز اومد سراغم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



وقتى که می گى دیگه برا همیشه فراموشش کردى

 

 و هیچ احتیاجى بهش ندارى

 

 و تمام فحش هاى دنیا رو نصیبش می کنى !

 

 درست زمانیه که :

وقت

بیشتر از همیشه دلت براش تنگ شده ... !‬

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا ...

 

این روزها روحم نیز خسته و شکسته است...

 

تنها با خودش خلوت میکند،

 

زانوهایش را بغل میکند و میگرید،

 

پشت به دنیا کرده،

 

واقعا خسته است و میگوید من

 

دیگه بازی رو ادامه نمیدم ...

 

من رو ببر...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تنهایم......

 

اما دلتنگ آغوشی نیستم خسته ام......

 

 ولی به تکیه گاه نمی اندیشم چشمهایم تر هستند وقرمز

 

 ولی رازی ندارم چون مدتهاست دیگر

 

کسی را خیلی دوست ندارم.....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عشق تو توی وجودم تا همیشه موندگاره.

 

 همه آرزوم همینه نبینمت دوباره...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دوسـتـت داشـتم …

 

 زیــــــــاد …

 

کـمـش کـردی …

 

 کـــمترش کـردی …

 

 بــی تـفاوت شــدم …

 

لااقل دیـگر مرا به نــفـرت نـرسان …

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



او را با آخرین سیگاری که به یادش کشیدم به

 

ته کفشم سپردم...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



این زندگی همه اش مار بود پس پله هایش کجاست؟!؟!؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



چقدرسخته دست سردتوتودسته یکی دیگه بزاری

 

که بهش هیچ حسی نداری.

 

تافقط به یاربیمعرفتت ثابت کنی منم میتونم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



نشنیدن صدایت بهانه است....

 

فریادنزن.....

 

 نزدیکتربیا

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به سلامتی اونایی که دلشون مث ورقه شاگرد

 

تنبلا پاک و سفیده !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٥/٧ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود..

 

بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود..

 

ما خدا را با خود سر دعوا بردیم..

 

و قسم ها خوردیم..

 

ما به هم بد کردیم..

 

ما به هم بد گفتیم..

 

ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم..

 

و جقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم..

 

روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم..

 

از شما میپرسم :

 

ما که را گول زدیم؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



اینجا همه خوبن خیالت راحت!


من مانده ام و چهار تا هم صحبت!


این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم...


من,عشق,خدا,عقربه های ساعت!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بهترین تجربه ای که از زندگی دارم اینه که هیچ

 

کس شبیه حرفاش نیس .

 

به خدا نیست .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بعد از مدت ها ......


یک پیام به دستم رسید .....


زیر باران...


زیر این آسمان شهر... :


دوستت دارم !!!


متعجب و دست و پا گم کرده تا با سرعت نوشتم :


( من بیشتر ) یک پیام دیگر رسید :


... اشتباه شد ....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر آدمی در درونش یک هابیل و قابیل دارد و


اگر هابیلش را رشد ندهد و از او دفاع نکند و


مراقبش نباشد ،


قابیل حتما او را خواهد کشت .


خدایا جنگی که بین هابیل و قابیل در


دلمان دارد اتفاق می افتد به هابیلمان کمک کن .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



برای زن که نباید زیاد شعر نوشت ،

 

باید برایش مدام شعر خواند .

 

مهم نیست که شعر مال او باشد یا نه ،

 

زن دوست دارد معشوقش برایش شعر بخواند و

 

وقتی در شعر حرفی از بوسه می آید اورا ببوسد ،

 

وقتی حرفی از گیسو باشد موهایش را نوازش کند و

 

اگر کار شعر به جدایی کشید ،

 

محکم دست زن را بفشارد و بگوید :

 

اما من که تورو تنها نمیزارم …

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تو دنیای واقعی که کسی دوسم نداره

اقلاً شما دوسم داشته باشید!

غصه نخور دوست داریم...!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میگن پنجره دل آدمای مهربون رو به خدا باز میشه...!

از اون پنجره قشنگ مارو هم "دعا" کنید.....!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٦ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



نخ به نخ همه ی روزهای ما مثل

سیگاری بر لب های زندگی دود می شود !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢۱ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میان مرغان مهاجر ،

آنکه در انتهاست شاید ضعیف ترین باشد

اما او دلبسته ترین است !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢۱ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تند رفت کودکی های من با آن دوچرخه ی قراضه اش

که همیشه ی خدا پنچر بود …

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢۱ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



باران میبارید …

از درزهای کفش کهنه کودکی سردی باران را …

وقتی که از کنار نانوایی رد میشد …

از نگاه ناتوان برای خرید نان داغ ،

عشق را دیدم که در چشمانش به مروارید شبیه تر بود !!!

خدایا به آسمانت چیزی بگو !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢۱ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

زنـــدگــی نــقـــطــه ســـرخــــط ....

 

 تـــو نــوشـــتــه بــودی ،

 

 دیــــدار . . .

 

 بــــه قــــیـــامــــتــــــ ..........

 

 بـه عـشـق رضـا صـادقـی .....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عشقت را پنهان میکنی که مردانگیت خدشه دار نشود..

 

 اخم میکنی که مهربانیت را پنهان کنی..

 

مرا شما خطاب میکنی که هوایی نشوم..

 

 اما نمیدانی! نمیدانی که چقدر این ها به تو می آیند..

 

 ومن دیوانه تر میشوم...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



در شهر بودم دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود

 

 یکی به دنبال پول

 

 یکی به دنبال چهره دلکش

 

 یکی به دنبال نان

 

 یکی هم به به دنبال اتوبوس !

 

اما دریغ که هیچکس به دنبال خدا نبود !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مسافر بی بدرقه من.


اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم


باز به غیرت چشمانم آبی پشت سرت


ریخت...!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



سلامتی اون مظلومی که سکوت می کنه.

 

لابد دیشب سحر؛

 

درد دلشو را برده پیش خدا...

 

به سلامتی اونایی که گریه شون بیصداست و

 

ما بارها دلشون رو شکستیم اما

 

غیر خدا کسی رو نداشتند تا

 

اشکاشون رو پاک کنه...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



روزای خوبم میاد ...


فقط دادیم چین برامون بسازه ارزون در بیاد

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مسافرپروازرمضان:


پروازت بیخطر!امیدوارم توشه ات فراوان باشدو


سهم سوغات من دعاى شبهاى قدرت.


حلول ماه رمضان مبارک

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی چیــــــــــــســــت؟ . . .

 

هیچوقت به جواب این سوال نرسیدم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!!

دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !!

این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…

فرقی نمی کند با مــــــن …

بدون مــــــن…

دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!!

طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!! هه

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم!

و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم

قول می دهم فقط بویش را حس کنم!

اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم

قول می دهم برایش شعر نگویم فقط...

می شود؟

امشب.... ؟

خدایا دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خاطــــــره یعنی :

یک سکوت غیرمنتظره میان خنده های بلند

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه !

تورو یاد خودت می ندازه ...

که چقدر شاد بودی ،

که چقدر خندون بودی ،

که چقدر جوون بودی !

گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه ...

دلم واسه خودم تنگه ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میان زمین و هوا،

معلق..

بین ماندن و رفتن ...

بین علاقه و عقل ...

مانده بود سر در گم ...

ای کاش خدا کاری کند

برای انتخاب درست ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...

همین که دستت رو آروم بگیره.....

یه فشار کوچیک بده.....

این یعنی من هستم تا آخرش.....

همین کافیه....!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا التماست می کنم

همه دنیایت ارزانیِ دیگران !

ولی ...

آنکه دنیایِ من است

مالِ دیـگری نباشد...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مگر خودت نگفتی خداحافظ؟

پس چرا وقتی گفتم"به سلامت" نگاهت تلخ شد؟

برو به سلامت دیگر هم سراغم را نگیر!

خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینم و

دلیل رفتنت را جویاشوم...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



گاهی هیچکس نیست تا باهاش درد دل کنیم ....

دلت میخواد با یکی حرف بزنی .....

درد دل کنی اونوقت یه چیزی ته دلت بهت میگه :

با اونی که اون بالاست حرف بزن

ناخود آگاه رو میکنی سمت آسمون

میگی خدایا ................

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



من عاشقانه هایم را روی همین دیوار

مجازی می نویسم !

از لج تـو . . .

از لج خـودم . . .

که حاضر نبودیم یک بار این ها

را واقعی به هم بگوییم. . . !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



وقتی سکوت خدا را در برابر عبادتت دیدی،

نگو خدا با من قهر است.

او به تمام کائنات فرمان سکوت داده،

تا حرف دل تو را بشنود.

پس حرف دلت را بگو....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

نگران چی هستی؟

گاهی خدا

درها و پنجره ها را قفل میکنه

زیباست اگر فکر کنی

بیرون طوفانه و

خدا میخواد از تو

محافظت کنه

پس بخند

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



گاه می اندیشم...

چندان هم مهم نیست اگر هیچ از

دنیا نداشته باشم همین مرا بس که

کوچه ای باشد و باران و

خدایی که زلال تر از باران است

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٥ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

مروز صبح که از خواب بیدار شدی،

نگاهت می کردم،

امیدوار بودم که با من حرف بزنی،

حتی برای چندکلمه،

نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،

از من تشکر کنی،

اما متوجه شدم که خیلی مشغولی...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آرامش چیست؟


نگاه به گذشته و شکر خدا....


نگاه به آینده و اعتماد به خدا....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آواز خدا همیشه در گوش و دل است ،


کو دل که دهد گوش به آواز خدا

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یافته هایت را با باخنه هایت مقایسه کن....


اگر خدا را یافتی باخته هایت مهم نیست

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



روزی مجنون از میان سجاده مرد نمازگزاری عبور کرد.

مرد گفت: هی!

مگر نمی بینی که با معشوق خود راز و نیاز میکنم؟

مجنون گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم

تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خداوند همه چیز را در 1 روز نیافرییده.

پس چه چیز سبب شده که من بیندیشم

همه چیز را میتوانم در 1 روز بدست بیاورم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



باید گاهی سکوت کنیم ؛


شاید خدا هم حرفی برای گفتن


داشته باشد


ساکت

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن .

کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست .

اشکهای تو را پاک می کند و دستهایت را صمیمانه می فشارد .

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت .

و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند .

باور کن که با او هرگز تنها نیستی.

فقط کافیست عاشقانه به آسمان نگاه کنی

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست


وقتی به خدا “پناهنده” می شوید

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



اگر پیام خدا را خوب دریافت نکردید،

به “فرستنده ها” دست نزنید،

“گیرنده ها” را تنظیم کنید

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



قاصدک برو آنجا که تو را منتظرند...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



اینجا سرزمین واژه های وارونه است:

جایی که گنج، "جنگ" می شود

درمان، "نامرد" می شود

قهقه،"هق هق" می شود

اما دزد همان "دزد" است

درد همان "درد" و

گرگ همان "گرگ".....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ینی اضافه وزن بعضیا واقعن

از گوشت برادر مردست

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



این روزا هر زوج جوونی رو که میبینم دستشون

تو دست همه یاد خودمون میفتم که میتونسیم

من و تو ،

ما بشیم اما افسوس...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٤ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

بچه ها امشب یک خورده پستم متفاوته اهنگ قشنگ 

adeleا بذارم

Skyfall

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۳ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میگم خدا جون یه سوال:

 

چرا مردم میگن خدا پشتو پناهت؟

 

آخه همه میدونن تو پشتو پناه همه ای...

 

سوال رو ولش کن خدا جون!

 

تو همیشه پشت وپناهمی ...

 

کمترین خوبیش اینه که اگه کسی

 

برام دعا نکرد نگران نبودنت نمیشم!

 

تو هستی همیشه...

 

واین یعنی آرامش...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



رفیق هیچ میدونی اکسیژنی؟


هر وقت میخم چند لحظه بیخیالت شم


خفه میشم....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بهش گفتم :


خیلی نامردی گفت :


آره خب من که مرد نیستم . . .


خانومای محترم لطفا توجه داشته باشید


زن بودن با نامرد بودن فرق داره !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا چه حکایتیست عده ای راه میروند


که غذایشان هضم شود.


ما میدویم که گرسنه نمانیم....!!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ازتکرار “دوستت دارم” خسته شدم ،

کمی هم تو بگو تا من ناز کنم !

نترس ...

باورم نمیشود

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دیگر نه آدم، آن آدم است و نه حوا،

آن حوا من و تو زاده ی کدامین دو نخستینیم که

نه بوی آدمیت داریم و نه هوس حوا. . . ؟!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خسته ام؛

خسته تر از آنی که خیانت کنم ...

تنهایم؛

تنها تر از آنی که عاشق شوم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

خدایا:

دلم قد آسمونات گرفته............

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



گونه هایت خیس است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

باز با این رفیق نابابت...........،

نامش چه بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

هان !!!!!!!!!!!

باران …..........

باز با “باران” قدم زدی ؟!!!!!!!!!!!!!!

هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست

برای تنهایی ها...........

همدم خوبی نیست برای درد ها..............

فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکند......

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟

خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟ ا

ینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می

شنید!

بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…

این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت

بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…

شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….!

دخترک وارد حیاط امامزاده شد…

خسته…

انگار فقط آمده بود گریه کند…

دردش گفتنی نبود….!!!!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…

وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.

زیر لب چیزی می گفت انگار!!!

خدایا کمکم کن…

چند ساعت بعد،

دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…

خانوم!خانوم!

پاشو سر راه نشستی!

مردم می خوان زیارت کنن!!!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد

که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند…

به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…

امــــا…

اما انگار چیزی شده بود…

دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!

انگار محترم شده بود…

نگاه هَـوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!

احساس امنیت کرد…

با خود گفت:

مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!!

فکر کرد شاید اشتباه می کند!!!

اما اینطور نبود!

یک لحظه به خود آمد…

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شیطان...

سگ در خانه خداست.........

 این سگ با کسی که با صاحبخانه آشناست کاری ندارد.....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

و همگی به ریسمان خدا ، چنگ زنید ، و پراکنده نشوید!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا پاکم کن بعد خاکم کن

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 

یاد خدا آرامش بخش دلهاست

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا دنیایی که تو آفریدی خیلی زیبابود

و دنیایی که ما ساخته ایم خیلی زشت...

بیا خود بر جهان خود مدیریت کن...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تو اگر دلگیری،

لحظه ای چشم ببند،

اندکی اشک بریز،

و بخوان نام مرا،


به تو من نزدیکم،

نام من یزدان است،

لقبم ایزد پاک،

تو مرا زمزمه کن،

خواهم آمد سویت،

بی صدا یادم کن،

یا که فریادم کن،

که منم منتظر فریادت

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دوستان بیاید زندگی کنیم

زیبا زندگی کنیم با عشق زندگی کنیم

من با مسلمون بودن یا نبودنتون کاری ندارم

و اینکه بهش به عنوان سیاست نگاه میکنید یا

راه زندگی ولی حرفای قشنگش رو میشه پذیرفت

وقتی میگه بهترین لباس رو بپوشید وقتی میرید تو

جامعه لباس سفید بپوشید

اگه نبود زرد بپوشید و

اگه نبود سبز بپوشید ( مستحبه)

لباس مشکی مکروهه

ببینید چقدر لباسهای شادی هستن!!

میگه مسواک بزنید ازتونبهترین بو شنیدهبشه

خوش اخلاق باشید و

خنده رو قانع باشید هر دفعه که میرید

بیرون به خودتون و موهاتون برسید

حتی یکی از ملزومات سفر تو اسلام شونه و آینه است

اگه کسی امروزش با دیروزش یکی باشه (از لحاظ علم)

مسلمون نیست !!

تا کی سؤالمون این باه که نمازتو میخونی یا نه؟

چرا کسی نمیپرسه وقتی با مردم صحبت میکنی

خنده رو هستی یا نه؟ بهشون احترام میذاری یا نه؟

عزیزان بیاید از موجود بودن به انسانیت برسیم یک

جهاد میخواد راه درازی در پیشه ولی پر از زیبایی و

عشق که اگه نبود هیچ وقت اباذر ها و مالک اشتر ها

به وجود نمیومدن که تا پای جون از خداشون (عشق واقعی)

نگذشتن

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



گاهی وقتا ما آدما از کارای با حکمت خدا شکه میشیم

و نا امید میشیم توی رزمی کارها کمربند می بندن

( اول سفید و بعد آبی،زرد،سبز،قهوه ای ، مشکی)

گاهی وقتا تو باشگاه زندگی تلاش میکنی و کمربند آبی تو می گیر

ی خدا میاد جلو و میگه کمربند آبی تو در بیار و بده من

اگه قهر کنی و بزنی بیرون کمربند آبی تو از دست می د

ی اما اگه کمربندت رو دربیاری و با احترام کامل تقدیمش کن

ی بهت میگه این هم کمربند جدیدت؛ مبارکه و اینطور میشه

که زردت رو میگیری هروقت خدا چیزی ازت

گرفت چشمات رو باز کن و خدات رو شکر کن که: خدا

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به سلامتی اونی که اگه بودیم دعامون کرد

اگه نبودیم آرزومون کرد اونی که وقتی بودیم خندید،

وقتی نبودیم نالید سلامتی اونی که هر چند دلخور بود

ولی واس دلخوشی ما خندید...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٠ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آسمونی رو دوست دارم که بارونش

فقط واسه شستن غم های من بباره .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٠ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دم دنـیـا گـرم کـه بـدون گـارانـتی

مـا رو سـرویـس مـیـکـنـه!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۱٠ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آهویم مرادوست داشت اگر

گرگهای اطرافش میگذاشتند...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



...ღ♥ღ
..ღ♥ღ
..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ
.......................ღ♥ღ
...........ღ♥ღ...ღ♥ღ
...........ღ♥ღ
...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ
...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ
....................................................ღ♥ღ
..........................@@..@@.............ღ♥ღ
..........................@@..@@.............ღ♥ღ
..............................@@................

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



حرفی...

برای گفتن نمی ماند...

وقتی دلی ...

بی هیچ گناهی شکسته باشد...

وخرده های دل ...

چنان راه نفس کشیدنت را بند بیاورد...

که هر نفست... با درد باشد...

و مدام چشمانت...

پر و خالی از اشکی شود...

که آن هم با درد است...

حرفی برای گفتن نمی ماند...

وقتی دردی راه گلویت را بند بیاورد...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



عبرت چه واژه زیبا اما غریبی است...

شنیدم آنانکه از گذشته خود عبرت نمی گیرند

چاره ای جز تکرار آن ندارند و آنجا بود که

فهمیدم چرا زندگی ما تکراری است

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بعد از مرگم...

قلبم را جدا از من خاک کنید من و دلم

هیچ گاه آبمان توی یک جوی نرفت

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



وقتی نفهمی

(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()

ڪے کی سیگارت را روشن کردی

(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()

ڪے و کی کشیدی

(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()

ڪے و کی خاموشش کردی

(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()

ڪے یعنی یک جای کار می لنگد بدجــــور...

(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()

ڪے

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زندگی یعنی بازی سه دو یک...

سوت داور...

بازی شروع شد!!!!

دویدی.

دست وپا زدی.

غرق شدی .

دل شکستی.

عاشق شدی.

بی رحم شدی.

مهربان شدی.

بچه بودی.

بزرگ شدی.

پیرشدی....

سوت داور....

بازی تمام شد......

زندگی راباختی.........

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



من رودخانه ای رو می شناسم که با دریا

قهر کرد وعاشقانه به فاضلاب رفت! . . .

درست مثل تو!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زندگی زخم دارد ...

زخمی کهنه و جانفرسا...

زخمی عمیق و بی دوا ...

زندگی درد دارد ! درد انتظار و نرسیدن ...

درد دیدن و به خود پیچیدن ...

درد سکوت و به گوشه ای خزیدن ...

زندگی اشک دارد !

اشک عاشقی و بیقراری ...

اشک شکستن از بی وفائی ...

اشک فرو خوردن بغض تنهایی ...

زندگی زخم دارد ،

درد دارد ،

اشک دارد ،

بغض دارد ،

و تو زخم میخوری ،

درد میکشی ،

اشک میریزی تحمل میکنی ...

تحمل میکنی ...

تحمل میکنی ...

و روزی شاید...؟!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یه روزی...

یه جایی...

یه جوری...

یه کسی...

یه چیزی...

صـــــــــــــبر داشته باشـــ!!

صـــــــــــــبر داشته باشـــ!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



وقتی تنها میشوی بدان خدا همه

را بیرون کرده تا با تو تنها باشد...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۸ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دو ساله خدمت چه سخته وقتی میای

و میبینی مهربون بد قولی کرده میری و

فرداش می پیچه طفلکی خودکشی کرده

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۳ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



از این میعادگاه تکراری خسته ام …

بیا اینبار جای دیگری قرار بگذاریم ،

برای با هم بودن !

جایی جز “خیالم”

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۳ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



من واسه ایـنکـه این انـگـشتـا دیـگـه نلـرزن

خیلی زحمت کـشـیدم ....

دیـگـه بـرنـگـرد . . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۳ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



فرقـــی نمیکنـــه کــه بــه یــه " دو پـــا " زیــادی " جَـــو "بــدیــن ,

یـا بــه یــه " چهــار پــا " زیــادی " جُــــو " بدیــــن بــه هــر حــال از

هــردوشــون جفتــــــک میخوریــــن. . .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۳ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



اگه پرسیدن رفیق کجاست نگو نمیدونم ،

بگو با منه اگه ناراحتت کردم نگو نامرده،

بگو می بخشمش اگه رفتم نگو رفته ،

بگو زود برمیگرده اگه خوابم نگو خوابه ،

بگو خوابه منو میبینه اگه مُردم نگو مُرده ،

بگو رفته نمیذارن که برگرده

تقدیم به دوستای گلم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٤/۳ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خُـבایــــا ...!

בلَــــمـ هَــوآے בیــــــروز رآ ڪـرבه

هَـــــواے روزهاے ڪـوבڪـے رآ

בلَــــمـ مـے خـــوآهَـــב مَـــ ـــثَـلا روزهــــ ـــآ

قــآصِـבڪـے بَـرבارمــ ارزوهـــــــایَمــ رآ بـ ـہ

בســتـش بــسـپآرَمــ تــا بَرآے تــــو بــیاوَرَב

בلَـــمـ مـے خـــوآهَــב בفـــتـر مَــشـقـمـ را بـــآز

ڪـنَم وَ בوبـــاره تــمریـטּ ڪـنَم الِــفـبآے زِنـــבگــے

رآ مـے خــــوآهَــم خَـــط خَـــطـــے ڪـنَم تَــــمآمــ آטּ

روزهــــآیــے رآ ڪـہ בلــ شِـکـسـتَمـ وَ בلَـــمـ رآ شِـکـسـتَـنـב

בلَـــمـ مـے خـــوآهَـــב اگـــ ـــر ایـטּ بـــآر مُـــعَـلِمـ گُـفـتــ

בر בفــــــتَـرِ نَــقآشــے تـــآטּ هَــــر چـ ـہ

مـے خــــــوآهـــیـב بِـکـشـیـב ایـטּ بــــآر

تـَـــــنـها وَ تـَـــــنـها نَــرבبـــــآنــے بِـکِـشَـمـ

بـ ـہ ســـوے تــــــو בلَـــــمـ مـے خـــوآهَـــב ...

مـے شَـــوَב بـــــآز هَــــمـ ڪـوבڪ شُــــב؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢٩ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



این نمکدانه خداجنسه عجیبی دارد

هرچقدرمیشکنیم بازنمک هادارد

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢٧ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



نیایش یعضی از ما ادم ها

با خدا ودرخواست از او برای حضور در زندگیمان

مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و.....

فرار می کنند

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢٧ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



در آزادی که هزاران شکارچی در کمینند .

زنده باد قفس

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢۳ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بـه کـفــشهـایـم یـــاد دادم ،

راه خـــانه تـان تــا ابــد در دســـت تـعـمیـــر اســت !!!!

هـمــــه ی پــل هـای پـشــت ســــرم را خـــــراب کـــــردم

از عــمــد ….

راه اشــتبــاه را نبــاید بـرگـشـــــت … !!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢۳ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 من تازه فهمیده ام... برف ،

خستگی خداست...

آنقدر که پاک کنش را برمیدارد و

میکشد روی همه ی آدمها...

روی زمین

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢۳ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یه سری آدم ها هستن,

هیچ وقت فارق التحصیل نمی شن!

چون توو تمام ترم های زندگیشون مشروط اند!

چون همه درس های

رفاقت

صداقت

شجاعت

رازداری

اعتماد

راستگویی . . .

افتادن!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱٧ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



آرامش آن آنست که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



امروز باورم شد که تو خسته تر از آن بودی

 که بفهمی دوست داشتنم را…

از من گذشت…

 اما…

 هرجا هستی “خسته نباشی

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تکیه بده.اما به شانه های که

 اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شادمانی همه جا پشت در است ، در گشودن هنر است...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم

باز عاشقت شدم...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میگن یه نخ سیگار آدم رو آروم میکنه؛

 من موندم این همه آدم قد یه نخ سیگار نیستن؟

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایـــا بهانه دارد دلــم.....

امشب تمام حرف هایم چکه می کند

روی صورت صفحه هایم خدایا مثل همیشه

آمده ام و باز هم من هستم و این دل بی قــرار...

دلم میخواهد آسمان و زمین را در چمدانم بگذارم تا

در ازدحام پرنده های بی ترانه لحظه ای با تو سخن بگویم....

می شود دمی پای درد و دلم بنشینی و شمعی برایم روشن کنیو ....

بال های حکمتت را برایم شرح دهی؟

می شود همراه من خیابان های دیروز را بگردی..

و غزل های گمشده ام را پیدا کنی؟؟

چشم هایم را که می بندم آرام پشت پلک های نگاهم بنشینی و

به من یاد دهی که چگونه وازه ها را کنار هم بچینم وبا تو حرف بزنم خدایا....

می شود قصه ی دل های شکسته را برایم باز گو کنی؟

بی آنکه باز هم به یاد بیاورم ...

روزی در دهکده ای دلی بود که شاخ و برگهایش در بهار زرد شد....

راستی ...

چقدر حرف زدن با تو خوب است...

وقتی دانه دانه قطره ی امید به روی صورتم می پاشی..

وقتی دلم را تو بند می زنی و تلخ هایم را شیرین میکنی...

از تو می نویسم...

با قلم که نه .....

با واژه های دلم می بینی خدای من؟؟؟

تو که باشی....

قلم هم برای نوشتن کم می آورد...

تو که باشی...

نیازی به قلم و کلمه نیست...

همین بس که تو هستی...

تو را سپاس که بیشتر از حجم دلهامان

لبخند به لب هایمان هدیه میکنی....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا یک تکه آسمان کلنگی خریدارم

این زمین بوی زندگی نمیدهد...

ممنون ازbaranعزیز

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



با کسی باش که وقتایی که دلت گرفته حوصله نداری

ناراحتی حس میکنی یه دنیا غم داری بلد باشه شادت کنه

راه قلبتو بلد باشه تنهات نزاره،درست همونی که من ندارم

ولی خدا هست

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



کاش دانه های دلم همچو اناری پیدا بود...

تا میدیدی هر دانه هزار دانه تو را دوست میدارد!

هر کجا باشی جایت سبز لبانت پر خنده باد!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



ما ادم ها وقتی می خواهیم کار خوب انجام بدیم

ان قدر اهسته انجا م می دهیم که راه بازگشت برایش می گذاریم

ام وقتی می خواهیم کار اشباه انجام بدیم انقدر سریع انجام می دهیم

که راه بازگشتی برای جبرانش نمی گذاریم

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



پدر یعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنی عشق.........

آرامــــــــــــــش یعنی گذشت.....

یعنی باشــــــــــــــــ تا من هم........

باشم.........

دوستت دارم پدرمــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هروقت مشکلی لاینحل برام پیش میاد که کسی قادر به حل اون نیست

ناخودآگاه یاد خدا می افتم ...

یک نگاه به اعمال و کارها و رفتارم میندازم ...

جز شرمندگی چیزی نیست ...

خجالت زده و مضطرب و صدایی لرزان صداش میکنم ...

خدایا کمکم کن و به دادم برس ...

قول میدم رفتارم رو اصلاح کنم و گذشته رو جبران کنم ...

خدا ، خوب خداییه ...

مشکل و گرفتاریم رو حل میکنه ...

ولی افسوس که من بد بنده ای هستم ...

روز از نو و روزی از نو ...

کاش این آدم گستاخ ، اینقدر نسبت به پروردگارش بی حیا نبود ...

کــــــــــــــاش ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایا… آسمانت چه مزه ایست؟

من تا به حال فقط زمین خورده ام !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خدایـــا !

به بزرگیـــــت قســـم …

توعکس های دست جمعی …

جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار …

آمیـــــن

روز پدر مبارک!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



جمعی بودیم هوای غم میخوردیم.

در فصل گرسنگی به سر می بردیم.

چون سیر شدیم دور گشتیم زهم.

ای کاش در آن گرسنگی میمردیم...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



الهی و رَبّی و سَیِّدی مَن لی غَیرُک...

خدایا...

ای پروردگار و ای سرور و سالار من...

این بـــنده روسیــاه گنــه کــار کسی را جز تو ندارد!

پس یـــاورش باش.

الــــهی کمک کن که کـــارمان جـــز برای

رضــــــــــــــــــــــــــــــــای تو نـباشد.

پروردگار من کاری کن علم مان موجب گمراهی مان نشود...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بدتریــــن درد دنیـــــا شکســـت عشقــــی

یا شکســــت درســـــی یا... نیســــت.

دردناک تریـــن حس دنیـــا وقتیـــــه کـــه تازه

می فهمـــــی پدرت دیگــــه اون مـــــرد شـــــوخ و سرحـــال

هیجده سالپیــــش نیســـت، وقتــــی که می فهمـــی مـــادرت

چه قــــدر ناتــــوان شــــده، وقتــــی کــــه می فهمـــــی پــــدر و مـــادرت

چقــــدر پیـــــر شــــدن و قدرشــــونــو ندونستـــــــی...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دیروز عاشقانه هایم عاشقانه و صادقانه و خالصانه بودند

امروز عاشقانه هایم نفرتانه و صادقانه و خالصانه است!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۳/٢ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هرچه آیدبه سرم بازبگویم گذرد...

وای ازاین عمرکه بامیگذرد،میگذرد!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۳۱ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



شیشه های خانه ها را دستور دادند دوجداره باشد ،

دیگر وقتی باران می بارد صدایش شنیده نمی شود …

 یاد اشکهای بی صدای خودم افتادم !

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٧ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خاطرات هر چ شیرینتر ؛

 بعدها ب همان اندازه عذاب آور خواهد بود

. اگه شیرین باشه حسرتشو خواهیم خورد؛

اگه بد باشه ب خاطر عذاب کشیدن خودمون

 ناراحت خواهیم شد.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٧ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به هر اسمانی شک دارد کنجشکی که

با سر به بنجره خورده است....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٧ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



لعنت به اووووووووووووووووووووون کسی که...

.وقتی بهش محبت میکنی...

 خیال میکنه بهش احتیاج داری...............................

لععععععععععععععععععععععععععععنت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٧ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



...

ایــن ســه نقطـه را بــرای تــو گـذاشتــه ام

همیشــه اینهــا نشــانه ی سـانســور نیستـــــ

هـــزار حـرفـــــ و تصــویــر و خـاطـــره در آن خـوابیــده

مثــل مـن که وقتـی نگــاهتـــــ می کنــم ســه نقطـه

بیشتــر نمـی بینــم تــــو مــن و خــدا

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٥ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



...

 ایــن ســه نقطـه را بــرای تــو گـذاشتــه ام

همیشــه اینهــا نشــانه ی سـانســور نیستـــــ

هـــزار حـرفـــــ و تصــویــر و خـاطـــره در آن خـوابیــده

 مثــل مـن که وقتـی نگــاهتـــــ می کنــم ســه نقطـه ب

یشتــر نمـی بینــم تــــو مــن و خــدا

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٥ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا بایـــد خدا

را صدا بــــــــــزنم یک میــــــــز دو نفــــــــره دو

صنـــــــــدلــی یــــــــکی مـــــــن یـــــــــکی

خــــــدا حــــــرف نمـــــــیزنم نـــــــگاهم کافیــــــست

 میـــــــــدانم برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٥ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



صداقت یک هدیه ی بسیار گران است،

آن را از انسانهای ارزان انتظار نداشته باش.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٢٥ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است...

ادعایشان آدمیت... کلامشان انسانیت...

رفتارشان صمیمیت... ...

من دنبال کسی میگردم که...

نه آدم باشد،

نه انسان،

نه دوست و رفیق صمیمی...

تنها صاف باشد و صادق...

پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن...

هیچ نگوید...

فقط همان باشد که سایه اش میگوید....

صاف و یکرنگ...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



به سایه ام نگاه کردم ...

دست به کمر ایستاده بود ؟

طاقت نیاوردم ..

گفتم تو هم از پشت خنجر بزن ... !

گفت خنجر نیست ..

پیر شدم سال هاست دنبالت دویدم ....

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی

توی روزگار غربت با غم دل آشنایی

مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن

مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن

آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



بـهـتـریـن مـِلاک بـرایِ شـنـاخـت مـیـزان عـشـق دو نـفـر بـه یـکـدیـگـر ..

ایـن اسـت کـه تـصـویـرِ پـیـر شـدن آنـهـا در کـنـار یـکـدیـگـر هـردو را خـوشـحـال کـنـد.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



من که گفتم این بهار افسردنی است /

من که گفتم این پرستو مردنی است من که گفتم ای دل بی بند و بار /

عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار آه عجب کاری به دستم داد دل /

هم شکست و هم شکستم داد دل .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



مادر:

کاشکی می شد بهت بگم؛

چقدر صدات و دوست دارم لالایی

هات و دوست دارم؛

بغض صدات و دوست دارم مادرم روزت مبارک !!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/۱٠ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تشکر از تمام دوستانی که وقتی من نبودم به بلاگم سر میزدن وجویای احوال من میشدن واقعا ممنونم و تلاشمو میکنم زود وبو آپ کنم تا شما عزیزان خوشحال بشین.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



تــــآ آخــرِ عمـــــرت مـــدیونی

 بـــه کـسی کـه بــــآعث شــدی

 بــــعد از تــــو دیگـــــه عـــآشـقِ

 هیچـــکـس نشه می فهــــمی؟!؟!

 این بزرگــــتریـن گناهه

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



زیر آوار آخرین حرفت جا ماندم…

 لعنتی…

نمیدانی خداحافظت چند ریشتر بود…

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



جاده ی موفقیت. سر راست نیست

 پیچی وجود دارد بنام شکست

دور برگردانی بنام سردرگمی

 سرعت گیر های بنام دوستان

چراغ قرمز های بنام دشمنان

چراغ احتیاط هایی بنام خانواده

 تایرهای پنچری خواهید داشت بنام. شغل

 اما اگر یدکیبنام عزم داشته باشی

 موتوری بنام استقامت و

 راننده ی بنام خدا یه جایی

خواهی رسید بنام.

 موفقیت

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



از این همه نامردمی ها قلبم داره میمیره

کم کم من از تو میپرسم خدایا اینجا زمینه یا جهنم؟!

وقتی برای گریه کردن باید از این دنیا جدا شد وقتی

 واسه آزاد بودن باید اسیر آدما شد

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 خدابرای من آیه هایی از آغوشت بخوان...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر انسانی یک بـــار،

 برای رسیــدن به یک نــفـــر،

 دیــر می کند.

 و پس از آن،

برای رسیــدن به کَسان دیگر،

 عـجــله ای، نمی کند!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/٢/٧ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



هر رد پای آهویی را که دیدی دنبالش نکن!

 این روز ها زیادند گرگهایی که با کفش آهو

تو را به قتلگاه میبرند!!!

 درست عین بسیاری از

عشق(دلبستگی)های امروزی...

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



 ازم عمری گذشت..

 برای خیلی ها رفیق بودم ---

شاید خیلی ها نا رفیق بودن!!

 سعی کردم خوب باشم ---

اما بدی دیدم اعتماد کردم ---

 نارو زدن عاشق شدم ---

نرسیدم دوست داشتم(محبت کردم) ---

 لطمه خوردم مهربان بودم ---

 بی تفاوتی دیدم برای همه شادی آفریدم ---

اما غمگینم کردند!! لبهارو خندوندم ---

 چشم هایم را گریاندند از تنهایی در اوردم ---

 تنها موندم پیچیده و دشوار بودن ---

من راحت و ساده بودم همدم و همراز شدم ---

بعد ها خنجر خوردم اما من رفیق بودم ---

 و باز همون "رفیق "موندم!!

و در آخر..

تا نفس دارم و زنده ام ---

رفیق خواهم ماند!!

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



انقدر مرا از رفتنت نترسان قرار نیست تا

ابد با هم بمانیم روزی همه رفتنی اند ماندن

 به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه

بلند میگویم :

رفتی به درررررک ؛

 لیاقت ماندن نداشتی

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



احمق ها از قدرت توجیه بسیار بالایی برخوردار هستند.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



از در و دیـــوار قلبـــم،

نمـــه دلتنگــــی میبــــــــــــاره...

بگو که دستات هنوزم،

واسه مـــــن یه چتـــــری داره ...

دستامو تنها گـــذاشتی،

تو نمیدونــــــی چیـــه دردم ...

از هــمون لحظه که رفتی،

دیگــه زندگی نکــــردم ...

خاطراتت مونده اینجــــــــــا،

اما آرومــــم نکـــــــــرده ...

بخدا دلتنگیـــــــامــــــو،

ذره ای هم کم نکـــــــــــرده ...

 حتی واسه ی یه لحظــــه،

جای پاهات گم نمیشـــه ...

هر چی که سرم شلوغ شد،

جای خالیت پر نمیشـه ...

من تو این تنهایی بی تــــــو،

دیگــه آروم نمیگیــــــرم ...

به این امیــــد که تو میــــای،

من از این خونه نمیــــرم ...

 خاطراتت مـــونده اینجـــــــا،

اما آرومـــم نکـــــــــــــرده...

 بخدا دلتنگیــــــــامــــو،

ذره ای هـم کم نکــــــــــــــرده ...

حتی واسه ی یه لحظـــــــه،

جای پاهات گم نمیشـــه ...

 هر چی که سرم شلوغ شـــد،

جای خالیت پر نمیشه

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



خـدایـا بـه آنـان کـه ادعـایِ عـاشـقـیِ تـو را دارنـد..

بـیـامـوز:

کـه بـدتـریـن گــنـاه ....

شـکـسـتـن دلِ آدمــیــان اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــت.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/۳٠ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



دلم را می پیچم لای پتو شاید سرما نخورد

از بس که رفتار این روز هایش سرد است .

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/٢٩ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



میخواهمتــــــــــــــــــــ…

ولــــی…

دوری…

خیلی خیلی دور...

نه دستم به دستانـــــــت میرسد ...

نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/٢٩ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()



وقــتــی خــداوند از پــشت

ســر دست هــایــش را روی

چــشمــانم گــذاشــت از

لــای انــگـشتــانـش آن

قــدر مـحــو دیــدن دــنیــا شــدم

کــه فــرامــوش کــردم مــنــتظر

اســتـ نــامـش را صــدا کــنـم.

+ نوشته شده در  ۱۳٩٢/۱/٢٦ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ  توسط امیرعطاامیرنیا  نظرات ()






قالب بلاگ اسکای - رستوران - موکب | راندن - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ